السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 55

شرح دعاى سحر ( فارسى )

ملحوظ شود لذا بهاء در حيطهء آن قرار گرفته و لطف ، محيط بر آن است . و آنچه گفته شد در مرتبهء فعل و تجلى عينى ، قدم به قدم جارى است . پس بهاء عبارت است از ظهور جمال حق ، و جلال در آن مختفى است . و عقل عبارت است از ظهور جمال حق . و شيطان ظهور جلال اوست ، و بهشت و مقاماتش ظهور جمال است و بطون جلال و دوزخ و دركاتش به عكس آن است ، يعنى ظهور جلال است و بطون جمال . اتحاد عقل و مشيت سؤال : مگر نه اين است كه در پاره‌اى از اخبار از طريق اهل بيت اطهار ( صلوات اللّه عليهم ) رسيده است كه « ظهور وجود به وسيلهء باء شد ، و به وسيلهء نقطه‌اى كه در زير باء است عابد از معبود تميز داده شد ؟ و ظهور وجود به وسيلهء مشيت بود ، زيرا مشيت است كه حق مخلوق به است » و در بعضى از اخبار است كه « خداوند همه چيز را با مشيت آفريد و مشيت را به وسيلهء خود مشيت آفريد » ؟ بنابراين باء را كه بهاء است عبارت از عالم عقل دانستن چگونه قابل توجيه است ؟ جواب : اين هم به يك توجيه درست است ، زيرا كه عقل به يك توجيه همان مقام مشيت است ، زيرا ظهور آن است و مقام اجمال عوالم است ، و در محلش به تحقيق پيوسته است كه شيئيت شى ء با تمام شدن صورت أو و كامل شدن اوست .